تبليغاتX
خلبوس

به نام اول و آخر

چهارشنبه : بوشهر ، گناوه ، دیلم ، امیدیه ، اهواز ، اندیمشک ، پلدختر و آخر شب کرمانشاه . حنابندنون کرد ها و شام و انواع نوشیدنی ها و غیره !

پنجشنبه : بیستون و فرهاد کوه کن و طاق بستان و عروسی و رقص کردی و بهم زدن نظم یک ردیف رقاص حرفه ای

جمعه : خواب و خستگی و کنگاور و روستای ( فش) و استراحت .

شنبه : همدان ، بوعلی ، توی شهر ، گنجنامه ، غار علیصدر و اون دو ساعت خنده در غار و اون دو بچه مشهدی که چقدر حال کردن با مسخره بازی های ما !

یکشنبه : قزوین ! البته موارد ایمنی رعایت شد ! و از کمربندی رد شدیم و شب لاهیجان .

دوشنبه : گیلان ، شهرستان شفت ، امامزاده ابراهیم و اون کلبه های چوبی وحشتناک خوشگل ( باید ببینید ) و شب ماسوله .

سه شنبه : ماسوله  و بعد قلعه رودخان .

چهارشنبه : ویلا ، بارون ، جنگل ، ویلا ، بارون ، جنگل ...

پنجشنبه : خدا حافظی از شمال و پیش بسوی اصفهان .

جمعه : شیراز ، دشت ارژن ، جیگر ، و شهر عشق بوشهر .

 

پی نوشت : خیلی خوب بود این سفر . خیلی نیاز داشتم . نیاز داشتم نباشم و نشنوم و ببینم تفاوتها را .

حلالش باشه هرچه پول خرج کردم ، حلالش باشه هر چه زمان گذاشتم ، حلالش باشه اون یک هفته غیبت در کلاس و کار .

نوشته شده در  88/07/18  توسط هادی   |