به نام زنده
چه شبي شد ديشب
از دانشگاه برگشتم و طبق عادت هميشه رفتم خونه خاله ،اما دم در خونشون كه رسيدم كمي بغض ! گلوم گرفت نتونستم برم تو . رفتم يه دور با ماشين زدم و دوباره برگشتم همونجا !
رفتم كادويي ! براي پسر خالهه گرفتم و گذاشتمش رو ميزش و منتظر موندم از حمام بياد بيرون و كادو بهش بدم و برم .
وقتي اومد بيرون چند تا ماچ آبدارش كردم و گفت كه امشب نرو كه دوستان رو دعوت كرده كه براشون گود باي پارتي ! بگيره
ما هم مونديم و كمي كمكش كرديم
طرفاي ساعت 8.30 نيم شب تماسي با رفيق شفيق انجام شد كه اونم بياد ،ولي گفت كه بيا تا بريم بيرون كمي كارت دارم و ما رفتيم و ... (!!!)
بعد از دو ساعت برگشتيم و تا ساعت 2 شب با پسر خالهه بوديم و تا دلتون بخواد عكس گرفتيم
وقتي ازش خداحافظي كردم زياد نتونستم حرف بزنم !
خودش فهميد
انشا الله موفق باشه هر جاي دنيا كه باشه .
اما اما اما
اون دوساعت با رفيق شفيق و مابقي رفقا !!!
( خييييييلي زحمت كشيديد ، خيييييييلي خوشحالم كرديد ،كلاً خيلييييييي ممنون )
پي ونوشت :
_ پسر خاله داره ميره خارج از كشور براي ادامه تحصيل .
_ تولد بيست و شش سالگي برام شد خاطره اي كه تا هر وقت زنده ام يادم نميره .
به نام یاد
محل برگزاری دو اردوی هلیله که روز ۱۴ فروردین بازدید شده
ببینید چه تمیز شده !
خدا خیرش بده مسبب این کارو
به نام درک
وقتی تو یه ماشین شیک و پیک و ترو تمیز میشینی و با یه آهنگ که تا حالا نشنیدی رو با صدای بلند گوش میدی و با پیراهن اتو کشیده و همچنین کمربند ایمنی بسته شده رانندگی میکنی احساس با کلاسی بهت دست میده !!!
به نام بی حرف
چقدر باید التماس کرد که حرف زده نشه و درگیری بوجود نیاورد ! بدون فکر توهین کردن به کسی که میدونه چشم تو چشم هم میشن . کاش میدونست و نمیگفت حرفایش را و آن شب به یاد ماندنی را به هم نمیریخت تا قیافه های عیدانه همه به هم نخوره .
روح درد میگیره آدم بعد از کلی روز بیکاری و تفریح و کلی شب بیداری بخواد دوباره بره دانشگاه و سر کار و صبح زود بیدار بشه و غیره .
با بچه های وب نوشت :
ــ تا حالا تو پراید مثل رنگینک نشستید ؟
ــ تا حالا شده سینما بری اونم سه بار هر سه بارش هم مفتی البته با چیپس و آب میوه ؟
ــ چقدر شیرینی و شکلات و پاستیل های مختلف روز میز گذاشته بود . اما فقط یه دونه !
ــ من نمیدونم این تیکه ها که میندازه از کجا میاره ها . یکی از احسانا !
ــ تا حالا فلفل با نون هات داگی که یه دونه سوسیس توش باشه خوردید ؟ ( وای بوآه ) !
به نام وصل
رفتم كه باهاش حرف بزنم اما نشد
تكليفم هنوز تو هواست
غم و غصه اي نيست
چون خدا خواسته اينجوري سرم بياد!
سعي ميكنم همونجور شاد باشم و به روزمرگي هميشگيم بپردازم و از لحظه ها و روزهاي آخر نوروز لذتمو ببرم .
========
بي ربط :
ـــ خرما با گردو را خيلي دوست دارم ، اصلن گردو را دوست دارم .
ـــ در طول يك روز كار نوشيدن يك فلاكس چاي.
ـــ دستم به دستش گره بخوره چي ميشه !!!
به نام بي شريك
رفتارش نشون میده که حال و حوصلم نداره اما میدونم دلش نمیخواد اذیت بشم
اذیت شده ! عذاب چند ساله كشيده
میدونم
اما من مقصرش نبودم ُ خودش مقصره !
انتظار داره کمکش کنم كه ميكنم
و البته وظیفمه
اما باید درک کنه شرایط رو ، وقتي من دارم وقت ميزارم و يك طرفه شدم نبايد بي جنبه باشه و سر هيچ بزنه اعصاب منو خرد كنه !
و ادعا نكنه كه هيچ مسئوليتي سرم نميشه !
خدا رو شكر نمتونم كينه به دل بگيرم
========
بي ربط :
ميدوني كه بي تو ميميرم نباشي
اگه با كسي ديگه اي آشنا شي
من جز تو كه ديگه كسي رو ندارم
ميميرم اگه يه روز ازم جدا شي
پي نوشت:
دارم اي آهنگو كه شعرش نوشتم گوش ميدم و اساسي حال ميكنم
به نام گوهر
فکر نکنم هیچ وقت دیروز بندرگاه با اون هوای انگلیسیش رو از یاد ببرم
خدا ممنونم که اون روز من بوشهر بودم و اون هوا رو دیدم !
شادی مردم رو به حالت پای کوبان و رقص در مابین خودروهای ملی و غیر ملی ، را دیدم .
بارون ، دريا ، دختر ، هوا ، خدا و ...
به نام تحول
میخندیم بادوستان ...
حرف میزنیم ...
سعی میکنم مثل همیشه تایم رو در اختیار بگیرم که از دستم در نره اما باز هم نمیشه ، سرعتش بالاتر از سرعت نور شده .
ترانه شاد گوش ميدم
وقتم رو اونجور كه دوست دارم سپري ميكنم
خلاصه سرگرميم براي خودمون
گاهي اوقات هم به هيچ فكر ميكنم
شايد هيچ پر باشه از همه چيز .
پي نوشت :
- شيراز هم رفتم ( نوشتم كه يادم باشه چرا رفتم )
