به نام صاحب
خدا رو شاكرم به خاطر همه چيز . گاهي اوقات هم ازش گله ميكنم با اينكه ميدونم هر چي كنه پر از حكمته .
سال كه ميگذره براي هممون يه جور نميگذره اما همه تو يك سال شاهد شادي و غم هاي زيادي هستيم .
كلي خاطره ثبت ميشه چه تلخ ، چه شيرين .
اينجا ميخوام تاريخ و روز تمام برنامه هاي عمومي كه امسال با بچه هاي وبلاگي اجرا شده رو به اختصار بنويسم :
- پنجشنبه ۵ ارديبهشت ، پارك شغاب ( تجليل از محمد شعراني )
- جمعه ۲۰ ارديبهشت ، مركز فنآوری ( جلسه تقدير معلمين )
-يكشنبه ۳۰ تير ، مركز فناوري ( فاير فاكس )
- سه شنبه ۲۹ مرداد ،مجتمع فرهنگي هنري ( پله پله تا خورشيد)
- پنج شنبه ۴ مهر ، مركز نگهداري بچه ها ( اهداي هدايا )
- پنجشنبه ۳۰ آبان ، كنسرت و ساحلي ( جمع دوستانه )
-سه شنبه ۱۹ آذر ، هليله ( اردوي ۱)
- چهارشنبه ۲۷ آذر ، پارك شغاب ( دعوتي وحيد )
- يكشنبه ۸ دي ، مركز فناوري ( جلسه )
- پنجشنبه ۱۲ دي ، ساحل بوشهر ( ديدار دوستانه )
- پنجشنبه ۱۹ دي ، منزل جناب باستي ( آش پزون )
- جمعه ۱۸ بهمن ، هليله ( اردو ۲ )
- يكشنبه ۲۵ اسفند ، مجتمع فرهنگي هنري ( جشن آواي مهر )
- سه شنبه ۲۷ اسفند ، در كوچه دوستان ( چهارشنبه سوري)
اينا برنامه هاي عمومي بودن كه در اين سال برگزار شد كه مابين اين تاريخ ها چندين و چند تجمع ، اردو ، تولد هاو برنامه هاي خصوصي ديگه اي برگزار شد.
همه برنامه ها شده خاطره و شيرين .
اميدوارم سال آينده بتونيم با برنامه ريزي بهتر روزهاي شاد بهتري داشته باشيم .
به نام مهر
الحمدلله به خير خوشي تمام شد با همه مشكلات .
تاريخ جشن رفت تو ثبت خاطرات ، فكر نكنم فراموش كنم هر چه بود و شد .
خيلي استرش داشتيم ، استرسي كه پاياني خوشايند داشته باشه بيشترين لذت در آن واحد را به همراه دارد .
فقط تشكر ويژه از همه ،
همين
به نام زندگي
تو شبی که از همه جا برات میباره و شبش رو با فکر های زیاد میخوابی شنیدن خبر خوش در بامدادان بسیار روحیه بخشه ،مگه نه ؟
تا حالا با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در حال رانندگی در قوطی رانی رو باز کردید ؟ که هنگام خوردنش مقداریش رو لباستون بریزه ؟
و اینکه تا حالا شده از کسی تو خیابون که آشغالاشو تو سطل زباله بریزه تشکر کنید ؟
- جشن هم دارينمون يا نه ؟
به نام عزیز
برگرفته از آهنگ ستار
دیوانه نگاه چند ثانیه ات هستم
نگاهم کردی تا مرا سلام دهی
سلام برتو
--------------------------------------
بی ربط اما پر ربط :

به نام نگاه
ثانيه اي خجالت نكش براي جمع كردن كمك !
ثانيه اي شك به دلت راه نده كه نميتونيم !
لحظه اي نا اميد نشو كه كه با رفتن يك نفر نميشه
يك نفر رفت خيلي راحت نفر ديگري مياد و اون كارو انجام ميده .
همه مشتاقانه دوست دارند كمك كنند
ميدانم
ياريمان ميكنيد .
بي ربط :
اون كه عطر تنش كشته منو نيناش ناش هم بلده :دي
به نام شنوا
هنري در ارائه موسيقي ندارم اما شنونده اي حرفه اي هستيم و ميشنويم !
اي ني زن بنواز ني ات را كه دله خونم را صفا بدي . اختلاف در امور زندگي رو دارم با صداي ني ات سپري ميكنم . تو كه ميدوني حرفم به حساب نمياد پس چرا شور ميكني . آخر بايد ساكت بشم و ميخواي تخليه انرژيم كني پس پيشنهاد ميدم كه ني زن فقط ني اش را بزند !
گردن بند تنهايي را ميگويم ببندند تا هر گاه جلوي آئينه ايستادم و خواستم موهايم را شانه بزنم حضرت شيشه به ما متذكر شود كه ساز هنوز همون سازه و داره نوازنده كارش رو به نحو احسنت انجام ميده پس ني زن بزن ني را !
وقتي نگام ميكني دوست دارم از شدت علاقت به من اشك تو چشمات حلقه بزنه ! آخه حقيقت دوست داشتن روح است و جنس در كنارش بايد لذت ببرد . نميدونم اما روحم شاد ميشود وقتي ميبينم تار زن هم به كمك ني زن آمده و تارش را كوك ميكند !
گاهي از اوقات وقتي بيكار ميشينم و چشم شيطان رو دور ميبينم چمبره ميزنم و فكر ميكنم ، فكر ميكنم كه ... اما تا نگاهم رو به كنارم مي اندازم ، تار زن را ميبينم كه اينبار تنهايي بدون حضور ني زن داره تار ميزنه . ميگويم
بنواز تار را اي تار زن كه بمانم و گوش بدم !
به نام صحیح
گاهی اوقات به علت شادی زیاد فکر میکنم دارم برعکس راه میرم
یعنی فکر میکنم دارم تو خیابون راه میرم و همه دارن خلاف جهت من حرکت میکنن
اصلا وقتی اینجوری میشم
قدرت تحملم برای ناراحتی ها بالا میره
سعی میکنم فکر کنم که منظورشون من نیستم !!!
پی نوشت :
تا حالا تجربه به عقب راه رفتن رو تو جمعیت داشتی ؟
