تبليغاتX
خلبوس

 

به نام لایق

چهارشنبه :پیرمرد ها رادیو گوش میدن و طرفدارای رادیو اکثرا از نسل های گذشته هستند . و وقتی یه جوون رادیو گوش میده بهش انتقاد میشه که شده مثل آدمای سال صفر و چسبیدی به رادیو .... چرا ؟

پنج شنبه : وقتی که کسی کارت داره باهات تماس میگیره اما از بهترین دوستت اینو انتظار نداری . شاید در انتخاب بهترین دوست به مشکل برخوردم .

جمعه : در محیط اطراف خودمون که زندگی میکنیم هستند افرادی که محتاج یک دونه نون شب. چشم هامون رو بیشتر باز کنیم .

شنبه : دیگه از حالا منتظر بارونیم که کی میشه دوباره بارون ببینیم . چشم به آسمون داریم و در انتظار اینکه ابرها به هم برسند و جرقه ای در آسمان .

یکشنبه : اگه تو خوندن درس مشکل داری کافیه یه روز بری کتاب خونه و کسانی رو که سرشون از کتاب جدا نمیشه رو ببینی مطمئناُ به درس علاقه مند میشی و با جدیت بیشتری میخونی .

دوشنبه : آدم هرچی پول در بیاره بره سفر بعد با چی باید خرج زندگیشو بده ؟

سه شنبه : در روزی که به سه شنبه خط خطی معروفه چه سکوت خونه ترسناکه تا حالا نشده بوده اینقدر سکوت بر زندگی حاکم باشه . سکوت بین چند نفر .

===============

پی نوشت : گزارش خبری کامران نجف زاده را از روستای کالو استان بوشهر رو حتما ببینید . واقعا به غیرت این جوون و فعالتش ودیدگاهش احترام میگذارم .

نوشته شده در  86/07/24  توسط هادی   | 


 

به نام شادي

پس از سي روز انتظار سي روز عبادت سي روز صبر سي روز استقامت چقدر شايسته و مبارك انسان هايست كه استفاده كردند.

انشا الله باشيم تا سال آينده و بتونيم بازم روزه بگيريم .

عيد سعيد فطر بر همه مبارك .

نوشته شده در  86/07/20  توسط هادی   | 


 

با نام سوال

آيا زندگي ميخواد بهتر بشه ؟

آيا مشكل اشتغال و مسكن جوانان ميخواد درست بشه ؟ آيا سرمايه دولت به حدي ميرسه كه ديگه كاسه گدايي دست نمي گيره ؟

آيا هوا درحال خنك شدنه آيا ؟ آيا ديگه كسي كولر نميخره آيا ؟

آيا در انتهاي ماه رمضون به سر ميبريم ؟ آيا داره عيد فطر مياد ؟ آيا ديگه گرسنگي ديگه داره تعطيل ميشه ؟ آيا تشنگي داره جاشو به سيرابي ميده آيا؟

آيا دل من خيلي خوشه آیا  ؟

آیا بنزینم در حال تمام شدنه ؟ آیا دنبال بنزین آزاد میگردیم آیا ؟

آيا من عاشق شده ام آيا ؟ آيا روزگار اينقدر خوشرنگ شده آيا ؟

آيا من خيلي آيا ميگم آيا ؟

آيا كسي هست جواب آيا رو بدونه آيا ؟

آيا آيا آيا ؟

نوشته شده در  86/07/17  توسط هادی   | 


 

به نام وطن

اين بار يكي از دوستان از من تو قالب همون بازي وبلاگي خواست كه ايران رو توصيف كنم و يه جورايي كشورم رو تعريف كنم .

ايران كه ديگه تعريف و تمجيد نداره براي همه مشخصه كه كجاست چه جوري تشكيل شده از چه قوميتي بوده و بدست چه كساني اداره ميشده و تقريبا از آغاز تا كنون همه چيز مكتوب و هم فرهنگش هم دين اجدادش مستند موجوده .

فقط اينكه تاريخش باعث غرور من ايراني و باعث افتخار . اما از اون همه تاريخ فقط داريم اسمي ميشنويم و اقتداري كه در جهان داشتيم ديگه نداريم برايم ناراحت كننده است كه ديگه نداريم .

اما دوست دارم بيشتر از اينكه درمورد ايران بگم از بوشهر بگم آخه يه جورايي بوشهر رو بيشتر از ايران دوست دارم و به طور مقايسه اي اگه روزي مسابقه بين تيم هاي ايران و بوشهر برگزار بشه مطمئنا طرفدار تيم بوشهر خواهم بود . عاشق گرماشم با وجود اينكه غير قابل تحمله عاشق وجودشم  و تعصب خاصي به اسمش دارم . طوري كه دوره آموزشي منو بوشهري صدا مي كردن و با غرور جواب ميدادم .

وبا همه محروميتش دوسش دارم و تا جون دارم براي سربلنديش هر كاري بتونم انجام ميدم .

و با علم اينكه بوشهر خاك ايران عزيز پس ارادت خودمو نسبت به ايران هم نثار ميكنم .

==================

پي نوشت :

۱- نميدونم آيا رو جهاني بيكار هم داريم . آخه قشر زيادي از جوانان اين ديار بيكارن و دوست دارن تو اين روز يه جشني همايشي چيزي براشون بگيرن . مثل روز معلم و يا روز پزشك و ...

۲- وقتي ماشين بعد از ماه ها ميشوري شك نكن كه ماشين برات دعاي خير ميكنه .

۳- با آمدن مهر هم هيچ احساسي ندارم .

 

نوشته شده در  86/07/05  توسط هادی   |