تبليغاتX
خلبوس

 

آخه چرا باید هر چی آدم بد اخلاق که همیشه اخم تو صورتشه یا اینکه نمیشه بهش بگی بالای چشمت ابرو و آدمایی که نه جلوش میشه راه بری نه پشتش و یا اینکه هر چی آدم که فکر میکنه از دماغ فیل افتاده و یا به زبان عامیانش از کون آسمون افتاده و همیشه خدا رو دنده چپ بیدار میشه . و تمامی آدمای عصا قورت داده که حتی حرف زدن باهاش مثل جرم میمونه و یا اینقدر غرور داره که جرئت نمیکنی تو چشماش نگاه کنی باید تو پست ما بخوره .

این چند روز هر جا رفتیم از شانس گند ما یکی از این جور سیستم آدما برخورد داشتیم .

 والا دیگه توش موندم .

نوشته شده در  86/03/27  توسط هادی   | 


 

      روزی که تو خودتی از زمین و زمان بدت میاد دلت نمیخواد قیافه هیچ احد الناسی ببینی حتی از شدت ناراحتی مثل شتر مرغ که سرش رو میکنه تو زمین میری زیر پتو و فقط داری فحش میدی و نفرین میکنی به این زندگی و متنفری دلت میخواد تا صبح بیشتر زنده نباشی .تو این حالت خوابت میبره .

      صبح که میشه با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار میشی با اخم گوشی جواب میدی کمی که دقت میکنی انگار که صدا برات آشناست باهات یه سلام علیک گرمی میکنه تو هم جواب میدی بعد چند دقیقه که خواب از سرت پرید یه خبری بهت میده که انگار دنیا رو بهت داده .اصلا شایدم خبر مهمی نباشه اما طوری از این صحبت خوشت میاد که تا شب فکر میکنی که پادشاه عالم هستی . از بس خوشحالی به خاطر اون تماس که تمام نفرت شب گذشته رو از یاد میبری .

     این تلخ و شیرینی زندگی و یا همون پیچ و خمش که مارو یاد این میندازه که در بدترین شرایط خدارو فراموش نکنیم .

نوشته شده در  86/03/15  توسط هادی   | 


نوشته شده در  86/03/11  توسط هادی  


 

به نام خاک

   سلام

این میتونه یه جور بازی و یا یه هدف باشه که دوستان از آرزوهای خودشون بگن که منم توسط وبلاگ  روزی روزگاری دعوت شدم .

اولش نمیخواستم چیزی در این مورد بنویسم اما بعد که فکرش کردم دیدم میتونه جالب باشه که از خواسته هایی که دارم رو در اینجا بنویسم .

آرزوها و آمال خیلی از مردم شاید تو خیلی از زمینه ها مثل هم باشه  داشتن تندرستی زندگی سالم و بی حاشیه و بدون دغدغه فکری .

که این آرزو رو میشه یه جورایی آرزوی عمومی فرض کرد .

اما آرزویی که میتونه شخصی باشه  رو به دودسته تقسیم میکنم :

آرزویی که به محال بودنش اطمینان دارم مثل برگشتن به دوران بچه گیم یا اینکه اصلا به این دنیا نمیومدم که یه جورایی میشه اون هارو رویا دونست و غیر قابل دسترسی .

یکی از بزرگترین آرزوهام که هیچ وقت بهش نخواهم رسید داشتن یه خواهر که از داشتنش محروم موندیم .

اما آرزوهایی که با تلاش صبر زحمت میشه بدست آورد مثل پول قدرت ثروت .

که چند تا از موارد اینه که :

بتونم درسمو ادامه بدم .

کار بهتری داشته باشم .

دوستای بیشتری داشته باشم و بتونم رو همه اونا حساب باز کنم .

عاقلانه تر به رندگی فکر کنم .

در آینده وقتی ازدواج کردم برای همیشه با همسرم بمونم .

مرگ هیچ کدوم از عزیزامو نبینم .

بعد از مرگم کسی از من ناراحت نباشه .

اما یه چند تا آرزو دارم که رسیدن بهش سخته ولی ممکنه .

آرزو دارم رئیس جمهور بشم . اینو جدی میگم یا حداقل بتونم یکی از کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری باشم .

یا اینکه رئیس شرکت ماکروسافت منو به یه شام مفصل دعوت کنه .

اینم یکی دیگشه که اینقدر محبوب بشم تو جامعه که وقتی تو خیابون راه میرم همه برام هورا بکشن برام دست بزنن .

 به هر جال هر کسی یه آرزویی داره دیگه .

از اونجایی که قائده این بازی اینه که باید چند نفری رو دعوت کنی و من زیاد کسی رو ندارم که دعوتش کنم فقط این آقا افشین  گل اسم میارم شاید وبش از این حالت بیاد بیرون . دلم برای نوشته هاش تنگ شده .

چاکر همتون هم هستم .

 

نوشته شده در  86/03/07  توسط هادی   | 


تا حالا به کلمه مهر دقت کردید . چقدر مهر داریم .

یکیش اینه که میگن فلانی چقدر با مهر و یا اینکه آدم بامهریه . نمیدونم سنجیدن مهر آدما چیه ؟ یا اگه کسی بخواد با مهر باشه باید چی کار کنه ؟ شنیده میشه که طرف از لحاظ قیافه زشته اما مهرش به دل میشینه .

دومیش اینه که ماه مدرسه ماه اول پاییز ماه مهر . اگه اشتباه نکنم توی اداره ثبت احوال کمترین تاریخ ثبت تولد توی این ماه باشه . اکثرا اونایی که توی این ماه به دنیا میان توی شناسنامشون شهریور ثبت میشه . بازم اینم یکی از خواص مهر که شهریور رو پر رونق کرده .

سومیش میتونیم به موضوع مهریه در نظر بگیریم همون مهریه که میگن کی داده و کی گرفته . این مهر که شده چشمو هم چشمی و ... که ما به این موضوع کاری نداریم و به مهر خودمون می پردازیم .

چهارمیش در مورد آقای مهر . دبیرستان سعادت که میرفتیم فامیلی ناظم اونجا مهر بود . بیچاره تا سالای آخری که کار میکرد مجرد بودو ازدواج نکرده بود . وقتی بازنشسته شد ازدواج کرد . چند وقت پیش هم تو بانک دیدمش یعنی اون منو دیدو مثل همیشه محکم زد پشت کمرم . برگشتم اول خیلی جا خوردم گفتم خدا کیه !! بعد بهم گفت حسینی کجایی. ما هم که همیشه صداش میکردیم مهر آقاشو نمیگفتیم اون هم بدش نمیومد .

یادمه همون سالها بچه ها براش یه کارت عروسی درست کرده بودم و توی مدرسه پخش شده بود که مهر ازدواج کرده . یه شعر قشنگی هم براش ساخته بودن که الان یادم نیست . ولی در کل آدم بسیار خوبی بود .

پنجمیش مهر کارت بانک کشاورزی که تو تلوزیون داره تبلیغش میکنه . دیگه اینکه بانک بسیجیان هم اسم خودشو گذاشته مهر . اینو نمیدونم چرا ولی شاید به خاطر مهر زیاد اون بانک بوده .

یه یکی دوسالی هم هست که صندوق مهر رضا هم اومده که میگن به جوونها وام میده .

اینا چند تا از مشتقات مهر بود . اگه جای دیگه هم استفاده میشه الان یادم  نمیاد .

             اینم  عکس گل محمدی که با اون گلاب میگیرن

                                            اینم عکس گلاب گیری تو میمند فارس

                        

                                                        بازم گل محمدی

                              

اینم میتونه جالب باشه .

ما والا هر وقت خواستیم هندونه بخریم یا از میوه فروشی بوده یا اینکه از این وانتی ها خریدیم

ولی این دیگه آخرشه هندونه فروش باکلاس . دنیا پیشرفت کرده .

                      

نوشته شده در  86/03/01  توسط هادی   |