تبليغاتX
خلبوس

نمیدوونم چقدر با محیط زیست بوشهر آشنا هستید ولی جزیره خارک بوشهر تا یکی دو سال پیش پر از آهو بود که طبق سرشماری بچه های محط زیست بالغ بر هزار آهو داشته که الآن با بی ملاحضگی شرکت نفت تعداد این آهو ها به کمتر از ۹۰ تا رسیده و روز به روز هم کمتر میشه !!!

اغلب مرگ و میر آهو ها به خاطر پساب ها نفتی اونجا بوجود اومده چون آهو ها در کنار هنمین پساب ها زندگی میکنند.

اینجا چندتا عکس از این قضیه گذاشتم

ببینید و حسرت بخورید

پساب نفتی

 

آهوی مرده

 

 و اینم یه بنای زیبا در خارک

نوشته شده در  85/08/30  توسط هادی   | 


اینجا یه چندتا از چیزایی که حدود ۱۰ الی ۱۵ سال پیش تو بوشهر بود و الان نیست بگم . وای که چقذر حال میداد

 اول  تفاوت هایی که تو شهر بوجود اومده بگم از سر وضع خیابونا که بگذریم چقدر ساختمونا خشگل شدن تمام شده آپارتمان و چند طبقه که فکر کنم تا یکی دو سال آینده همش همین بشه

گرما که همونه هیچ فرقی نکرده . فرض کنیم بگیم بوشهر تابستوناش گرمتر شده یا نه که من فکرمیکنم همونقدر گرمه

نمیدونم یادتون میاد تابسون که میشد تو آسمونا که نگاه میکردی پر بود از کاغذ هوا (بادبادک)  اما حالا به ندرت اصلا بچه های امروزی بلد نیستن بسازن.

وقتی بچه بودیم هر مدتی یه کاری یا یه چیزی مد بید مثلا یه مدت اوضای جیجه (جوجه ) رنگی بید  که وقتی جیجه فروشا میومدن تو محل بچه دیگه دمپایی تو خونه نمینادن همه دمپایی ها میدادن جای جیحه تازه بعد دوسه روز جیجه کو یا میمرد یا گولی میخوردش اونایی که گت میشد خروس در میومد .

ای خش بید تو تابسون که میشد گاری آلاسکا یی که میومد بچه بید که دورش میرخت سی آلاسکا . اون موقه ننمون(مامانمون) نمیناد بخریم میگفت غیر بهداشتین اما سر ظهر که خو بیدن میرفتیم میخریدیم. دونه ۲ تومن

یه چی دیگه که اون موقع بید حالا نی از ای چرخو فلکای دسی ها بید که حالا هم بعضی از آهن قراضه هاش تو بعضی کیچه ها ناده ولی استفاده نمیشه .

ای خدا اینا یه مشتی از چیزایی بید که الان به ندرت پیدا میشه  یا دیگه نی.

الان بچه همش پی اینترنت گیم نت ایجور چیا هسن تو خیابون هم که رو میکنی هر چندتا مغازه یکی از همینان  .

تو ای فکرکو هسم که تا چند سال آینده ای بچه ها وقتی گت شدن میخوان در باره چیزای بچه ایشون بنویسن میگن اه او زمان ما چه قدر بیکلاس بیدیم اینترنت کار میکردیم

یعنی تا اون موقع چه چیز جدیدی نیاد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در  85/08/25  توسط هادی   | 


  

   دیشب از تلویزیون خبری شنیدم که پسری ۵ ساله طوری از دست ناپدریش کتک خورده که بیچاره راهی بیمارستان شده بعد اعلام شده که طفلکی یک طرف بدنش معلول شده .

آخه خدا خوشش میاد به بچه ای که فقط ۵ سالشه اینطوری برخورد کنیم .

هر چقدر اون میخواد فضول  بازی گوش باشه بازم حقش این نبود .

واقعاُ  اون مرد یا بهتره بگم اون نامرد باید زنده باشه ؟

تنها کاری که برای اون بچه کردن اینه که اونو تحویل بهزیستی دادن .

آخه فردا میخواد چه جوری زندگی کنه ؟

این خبرو که شنیدم واقعا ناراحت شدم . تا نیم ساعت داشتم به کار اون نامرد فکر میکردم .

نتونستم چیزی نگم .گفتم حداقل بیام ایجا در موردش بنویسم شاید آروم بشم .

آخه این عدالته    خدا  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


حالا هم دارم این شروه گوش میکنم با صدای یه شروه خون بوشهری:

بشنو از نی                نی نوای بینواست

بشنو از دل                 دل حریم کبریاست

نی چو سوزد               تل خاکستر شود

دل چو سوزد                محفل دلبر شود

 

                                                   بتی که از ناز پا بر دل گذارد

                                                                         ستم باشد که پا بر گل گذارد

                                                   تمنایی که دارد که دارد یار فایز

                                                                         به چشم ما قدم مشکل گذارد

 

پس از مرگم ندارم هاهایی 

نه فریادو فغان نه نوایی 

پس از مرگم رفیقان زار و دلخون 

همه در ماتمم بنشسته محزون

 

                                     امیدم بود در شب های جمعه بعد از فوت من

                                                                      برای خواندن قرآن بیایی بر مزارمن

 

 

نوشته شده در  85/08/15  توسط هادی   | 


1  به اوج برويد!
اگر زن مورد علاقه شما يك ورزشكار است مي توانيد با او به كوهنوردي برويد وقتي به قله رسيديد از او خواستگاري كنيد. ديگر راههاي ممكن خواستگاري در حال موج سواري، اسكي و...است!!
 
2  يك فيلم بسازيد
در يك فيلم ويديوئي خودتان از او خواستگاري كنيد و اين فيلم را در كنار هم تماشا كنيد. او حتماُ از ذوق بالا پايين خواهد پريد و از شما درباره ماه عسل خواهد پرسيد.
 
3  ميان زمين و هوا
از مهماندار هواپيمايي كه با همسر آينده خود سوار آن شده ايد خواهش كنيد از پشت بلندگو تقاضاي شما را مطرح كند:
 ما الان در آسمان سانفرانسيسكو در حال پرواز هستيم و هواپيما تا 45 دقيقه ديگر در مقصد به زمين خواهد نشست ضمناً جوآنا! مايكل مي پرسد آيا افتخار ازدواج كردن را به او ميدهيد؟ بعد از اين عبارت بايد در آرزوي دو چيز باشيد.
  1. جواب مثبت جوآنا
  2. هواپيما سالم به زمين بنشيند!
     
4  در اتوبان
فرض كنيد در اتوبان اتومبيل دختر مورد علاقه تان را مي بينيد، از همه سبقت مي گيريد تا به او بريسد. وقتي به او رسيديد يك پلاكارد در دست بگيريد كه رويش نوشته ايد:لوسي، با من ازدواج مي كني؟ فقط مراقب باشيد كه لوسي از فرط هيجان ترمز دستي را نكشد!
 
5  در سينما
مي توانيد از مسوولين سينما بخواهيد كه قبل از شروع فيلم در بين آگهي ها متني به صورت جولي، همسر من مي شوي؟  را روي پرده به نمايش گذارد. ممكن است با اين كار برنده جايزه اسكار نشويد ولي بدانيد كه اين رمانتيك ترين صحنه ای خواهد بود كه تا به حال به روي پرده آن سينما رفته است!
 
6  زير باران
آبشار نياگارای كانادا يكي از بهترين جاها براي ماه عسل است و كمتر كسي آنجا را براي خواستگاري انتخاب مي كند. زير باران ، بهترين جا براي تقاضاي ازدواج است.
 
7  روز ولنتاين
به جاي خريدن كارت و گل و شكلات براي روز Valentine بهتر نيست عشق خود را با مطرح كردن تقاضاي ازدواج به او نشان دهيد؟
 
8  يك راه ساده!
در هنگام بروز احساس عاشقانه خود از او خواستگاري كنيد. مطمئن باشيد او توان نه گفتن را ندارد.
 
9 از پليس ها كمك بگيريد
اين يكي شايد به تلاش زيادي نياز داشته باشد . مي توانيد به كمك پليس اتومبيل او را با جرثقيل به اداره راهنمايي ببريد و او را براي دريافت برگه تقاضاي ازدواج احضار كنيد!!
 
10  تولدت مبارك
روز تولد يكي از بهترين موقعيت ها براي گرفتن جواب =بله= است . بعلاوه او خواهد فهميد كه روز تولدش را فراموش نكرديد و هرگز نخواهيد كرد.
 
11  پست الكترونيكي
اينترنت همه جنبه هاي زندگي ما را با تكنولوژي همراه كرده است. چرا خواستگاري را نكند؟ فرستادن يك ايميل با عنوان  love mail هم راه ديگري براي مطرح كردن تقاضاي ازدواج است.
 
12  با برنامه مورد علاقه او تماس بگيريد
اگر میدانید هر روز سر یک ساعت معین به یک برنامه رادیویی گوش میکند با آن برنامه تماس بگیرید و تقاضای خود را به طور زنده مطرح کنید .میتوانید حتی از مسوولین برنامه بخواهیدبه طور همزمان با او تماس برقرار کننند.
 
نوشته شده در  85/08/07  توسط هادی   | 


آخه نمیدونم چقدر  شما ازاین مسئله که پیش اومد خوشحالید ؟.

چهار روز تعطیلی بدون هماهنگی از قبل!!!

 مگه اینا فکر نکردن کسی اینجا تو این مملکت کار میکنه؟

یه مثال بزنم . فرض کنیم یه نفر میخواست همین شنبه آینده از مملکت خارج بشه ،طرف اومده برنامه ریخته که چهارشنبه و پنجشنبه دونبال کارای اداری بره و شنبه هم پرواز کنه بره .

حالا مونده اینجا که هیچ اداره ای باز نیست .

این دوست مسافر ما باید چه کار کنه؟

شاید خیلی از بچه مدرسه ای ها ودانشجو ها  یا کارمندای ادارات خوشحال باشن اما این دوست ما و خیلی افراد دیگه چی؟

 

نوشته شده در  85/08/02  توسط هادی   | 


 
 
 

مهمانی که میزبانش خداست
مهمانی که دل را تا به عرش می برد
بوی اللّهم انّی اسئلک ... وقت سحر
دلتنگ لحظاتی که چشم بر هم زدنی گذشت
دلتنگ شب های بیداری
این لحظات پایان می یابند
نوشته شده در  85/08/02  توسط هادی   |