اغلب مرگ و میر آهو ها به خاطر پساب ها نفتی اونجا بوجود اومده چون آهو ها در کنار هنمین پساب ها زندگی میکنند.
اینجا چندتا عکس از این قضیه گذاشتم
ببینید و حسرت بخورید

آهوی مرده

و اینم یه بنای زیبا در خارک

اول تفاوت هایی که تو شهر بوجود اومده بگم از سر وضع خیابونا که بگذریم چقدر ساختمونا خشگل شدن تمام شده آپارتمان و چند طبقه که فکر کنم تا یکی دو سال آینده همش همین بشه
گرما که همونه هیچ فرقی نکرده . فرض کنیم بگیم بوشهر تابستوناش گرمتر شده یا نه که من فکرمیکنم همونقدر گرمه
نمیدونم یادتون میاد تابسون که میشد تو آسمونا که نگاه میکردی پر بود از کاغذ هوا (بادبادک) اما حالا به ندرت اصلا بچه های امروزی بلد نیستن بسازن.
وقتی بچه بودیم هر مدتی یه کاری یا یه چیزی مد بید مثلا یه مدت اوضای جیجه (جوجه ) رنگی بید که وقتی جیجه فروشا میومدن تو محل بچه دیگه دمپایی تو خونه نمینادن همه دمپایی ها میدادن جای جیحه تازه بعد دوسه روز جیجه کو یا میمرد یا گولی میخوردش اونایی که گت میشد خروس در میومد .
ای خش بید تو تابسون که میشد گاری آلاسکا یی که میومد بچه بید که دورش میرخت سی آلاسکا . اون موقه ننمون(مامانمون) نمیناد بخریم میگفت غیر بهداشتین اما سر ظهر که خو بیدن میرفتیم میخریدیم. دونه ۲ تومن
یه چی دیگه که اون موقع بید حالا نی از ای چرخو فلکای دسی ها بید که حالا هم بعضی از آهن قراضه هاش تو بعضی کیچه ها ناده ولی استفاده نمیشه .
ای خدا اینا یه مشتی از چیزایی بید که الان به ندرت پیدا میشه یا دیگه نی.
الان بچه همش پی اینترنت گیم نت ایجور چیا هسن تو خیابون هم که رو میکنی هر چندتا مغازه یکی از همینان .
تو ای فکرکو هسم که تا چند سال آینده ای بچه ها وقتی گت شدن میخوان در باره چیزای بچه ایشون بنویسن میگن اه او زمان ما چه قدر بیکلاس بیدیم اینترنت کار میکردیم
یعنی تا اون موقع چه چیز جدیدی نیاد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیشب از تلویزیون خبری شنیدم که پسری ۵ ساله طوری از دست ناپدریش کتک خورده که بیچاره راهی بیمارستان شده بعد اعلام شده که طفلکی یک طرف بدنش معلول شده .
آخه خدا خوشش میاد به بچه ای که فقط ۵ سالشه اینطوری برخورد کنیم .
هر چقدر اون میخواد فضول بازی گوش باشه بازم حقش این نبود .
واقعاُ اون مرد یا بهتره بگم اون نامرد باید زنده باشه ؟
تنها کاری که برای اون بچه کردن اینه که اونو تحویل بهزیستی دادن .
آخه فردا میخواد چه جوری زندگی کنه ؟
این خبرو که شنیدم واقعا ناراحت شدم . تا نیم ساعت داشتم به کار اون نامرد فکر میکردم .
نتونستم چیزی نگم .گفتم حداقل بیام ایجا در موردش بنویسم شاید آروم بشم .
آخه این عدالته خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا هم دارم این شروه گوش میکنم با صدای یه شروه خون بوشهری:
بشنو از نی نی نوای بینواست
بشنو از دل دل حریم کبریاست
نی چو سوزد تل خاکستر شود
دل چو سوزد محفل دلبر شود
بتی که از ناز پا بر دل گذارد
ستم باشد که پا بر گل گذارد
تمنایی که دارد که دارد یار فایز
به چشم ما قدم مشکل گذارد
پس از مرگم ندارم هاهایی
نه فریادو فغان نه نوایی
پس از مرگم رفیقان زار و دلخون
همه در ماتمم بنشسته محزون
امیدم بود در شب های جمعه بعد از فوت من
برای خواندن قرآن بیایی بر مزارمن
-
جواب مثبت جوآنا
-
هواپيما سالم به زمين بنشيند!
آخه نمیدونم چقدر شما ازاین مسئله که پیش اومد خوشحالید ؟.
چهار روز تعطیلی بدون هماهنگی از قبل!!!
مگه اینا فکر نکردن کسی اینجا تو این مملکت کار میکنه؟
یه مثال بزنم . فرض کنیم یه نفر میخواست همین شنبه آینده از مملکت خارج بشه ،طرف اومده برنامه ریخته که چهارشنبه و پنجشنبه دونبال کارای اداری بره و شنبه هم پرواز کنه بره .
حالا مونده اینجا که هیچ اداره ای باز نیست .
این دوست مسافر ما باید چه کار کنه؟
شاید خیلی از بچه مدرسه ای ها ودانشجو ها یا کارمندای ادارات خوشحال باشن اما این دوست ما و خیلی افراد دیگه چی؟ ![]()

مهمانی که میزبانش خداست
مهمانی که دل را تا به عرش می برد
بوی اللّهم انّی اسئلک ... وقت سحر
دلتنگ لحظاتی که چشم بر هم زدنی گذشت
دلتنگ شب های بیداری
این لحظات پایان می یابند
