تبليغاتX
خلبوس

 

به نام حاکم

شام مورد علاقه بخوری تا حد زیاد . روش بخوری هندونه که معده بشه گرد . بخوابی پشتش به پهلو تا صبح و بیدار که شدی بخوری صبحونه به مقداری که نون دیگه تو سفره نمونه . بعدش با روحی شاد و فراغ خاطر از هر مشکل روحی بری سر کار . !!!

به به !

نوشته شده در  88/04/08  توسط هادی   | 


به نام نفس

خوش حالم از اینکه جواب سلام من رو میدهند و بی جواب نمونده  این سنت حسنه . یه جورایی تنها دلخوشیم همینه که با روی باز پاسخم رو میدهند .

با بد رفتاری عادت کردم و همیشه سعی میکنم به دل نگیرم .

وقتی قبول کردم شرایط به این شکل ، شرط گذاشتم که دیگر با من مشورت نکنه . اما نمیدونم چی تو وجود من دیده آخه نه تا حالا جواب درست حسابی از من شنیده و نه راهنمایی هامو قبول داره . از طرف دیگه هم داره فشار میاد که چرا حرف نمیزنی . آخر چقدر حرف ؟

غم و غصه ای نیست . آخه خدا خواسته . مثل گذشته به فعالیت مورد علاقه ام میپردازم و  صبر میکنم .

 

 

نوشته شده در  88/04/03  توسط هادی   | 


به نام ثابت

خونه من زیر پل و خرابه ....!!!

 

آوارگی یعنی بی جایی؟ آوارگی یعنی بی مکانی ؟ آوارگی روحی پس چیه ؟

 آرامش فکریت که بهم میخوره ، وقتی چند تا جریان باعث ناهنجاری تو زندگی میشه ، باز هم باید دلیلش رو کوچک بودن مکان و دوجایی ! حساب کرد . وقتی جایی رو انتخاب کردم برای خواب ، ناراحت باشم چرا اونجا نه !

وقتی یک هفته میگذره و خبری بهش نمیدم که کجام  ، و وقتی جوابی برای سوال کجا بودی رو ندارم  کلی عرق سرد میکنم . فقط شرمندگی برام میمونه . فقط اون لحظه این زبون بازی که نجاتم میده و بحث در مورد مباحث مورد نظرش .

خدا کنه تمام بشه!

 

نوشته شده در  88/03/31  توسط هادی   | 


به نام حقيقت

در عجبم که آيا من نميدانم و يا دانستنش بايد اينقدر سخت باشه که نميتوانم تحليل کنم ، يا اينکه اينقدر سادست که نياز به فکر کردن نداره !

موضوع برايم گنگه

شايد شعاع ديد من کمه و نميتونم واقعيت رو که ميتونه کمي دور تر از نزديکي هايم باشه رو ببينم و يا شايد داره واقعيت از نظرم پنهان کاري ميشه و با زور و سياست ما رو گول بزنه .

خدا کنه اين نباشد حداقل !

به هر حال بايد يک دوره زماني بگذره و من باز تحمل کنم .

فقط همین : خلایق هرچه لایق

نوشته شده در  88/03/23  توسط هادی   | 


به نام بي نياز رحيم

بي انصافيست بگوييم کار نکرده ! اما چه کار کردني ! با چه روشي ! با چه مشورتي !

باز هم آمده به صحنه اما با چه حربه اي !

تکليف تا يکي دو روز آينده معلوم ميشود و شايد خواسته هاي مردم به وقوع بپيوندد .

 

اما همه ميدانند که سبزم !

 

پی نوشت : خانواده محترم و عزيز پولادتن درگذشت عموي محترمتون رو تسليت عرض ميکنم و از خداي منان آرزو ميکنم بهشت برين نصيبش شود .

نوشته شده در  88/03/21  توسط هادی   |